خلاصه جلسه حضور قلب

 خلاصه جلسه حضور قلب
تاریخ :   28/4/93
استاد : حجت السلام و المسلمین مهدوی بهرامی
☑مکان : حسینیه حضرت فاطمه س
☑مجمع عشاق المهدی عجل اللع تعالی فرجه الشریف

حضور به معنای توجه و حضور در حال است، بدین معنا که در جریان انجام عملی
خاص، ذهن او معطوف به انجام آن باشد و از هرگونه پراکندگی دور باشد.
انسان در هنگام انجام هر عملی اگر به آن توجه داشته باشد یعنی نسبت به آن
حضور دارد. اما ریشه این پراکندگی های ذهنی در چیست؟
با عنایت به مقدمه بحث ذهن می تواند در زمان های مختلف سیر کند، که در
این میان سیر در حال به معنای حضور قلب است، لذا خروج از سیر در حال منجر
به انحراف قلب می گردد. ریشه تمام انحرافات قلب سیر در گذشته و آینده
است. ریشه سیر در گذشته دلبستگی ها و ندامت ها می باشد که ذهن انسان را
به خود معطوف کرده. ریشه سیر در آینده آرزوها و آمال است.
امیرمؤمنان (ع) نیز در ذیل همین آیه می‌فرماید:
«زهد بین دو کلمه از قرآن است که خدای سبحان فرمود: " لِکیلا تَأسَوا
عَلی مَا فَاتَکُمْ ولا تَفرَحوابِما ءاتکُم» (حدید 23)
تا بر آنچه از دست شما رفته حسرت نخورید و به آنچه به شما رسیده شادمان
مباشید" کسی که بر گذشته افسوس نخورد، و به آینده شادمان نباشد، همۀ
جوانب زهد را رعایت کرده است »
  اگر بتوان سیر در گذشته و آینده را با کیفیتی که ذکر شد، کنترل نمود،
میتوان به حضور قلب رسید. به کلامی خلاصه میتوان گفت
 شرط مهم کسب حضور قلب خروج از زمان است. همانگونه که عنایت دارید ریشه
دلبستگی، ندامت، آمال و آرزو در دنیاطلبی است. لذا می توان رابطه مستقیمی
بین دل کندن از دنیا و حضور قلب قائل شد.
همه ما تجربه کسب حالات معنوی خوب و اقبال قلب را داشته ایم اما دلیل
دائمی نبودن این اقبالات چیست؟ چرا مدام بین اقبال و ادبار قلب در نوسان
هستیم؟ اگر انسان به حضور قلب برسد، در لحظات کسب حالات خوب و اقبالات
قلب، آنها را تقویت کرده و به مقام تبدیل میکند، این خاصیت حضور قلب است،
مقام موقتی نبوده و مرتبه عالی شده حالات خوب است. اما بدون حضور قلب این
حال گذرا بوده و انحرافات ذهنی انسان را بعد از تجربه این حالات از آن
دور میکند
بعضی اعمال شاید فی نفسه گناه نباشند اما تاثیر منفی روی قلب دارند. توجه
لحظه ای به دنیا و غرق شدن در مادیات، دغدغه شدن آروزها، مشاهده تصاویری
که شاید عادی شده باشد، شنیدن صداها و الفاظی که عرفا طبیعی است و.... از
این دست هستند. کسی که روی قلب خود کار میکند باید ورع داشته باشد. ورع
مقام عالی تقواست، کسی که ورع دارد خود را در شرایطی که امکان فراهم آمدن
موقعیت گناه در آن وجود داشته باشد هم قرار نمیدهد. انسان با ورع از
انجام هرگونه عملی که تاثیر منفی روی قلب وی بگذارد خودداری میکند. پس
شرط حفظ و حرکت رو به جلو در مقوله حضور قلب داشتن ورع است.

 واحد تبلیغات مجمع عشاق المهدی عج

/ 0 نظر / 9 بازدید